Tuesday, February 27, 2007

I need to shake up


سال های اول ابتدایی تست های مامانه تموم نمی شد
تست های هوش طوری ش به کنار
نقاشی کردنیاش واقعا لج درآر بود
حانواده ش مخصوصا
هی حرص می خوردم که محل قرار گیری آدما ربطی به درونیات من نداره
اینجوریه ، چون تو صفحه اینجور قشنگ تره
که حیف که اون موقع ها بلد نبودم بگم از لحاظ ترکیب بندی
یا این یه صحنه از یه فیلمه .. خونواده ی ایده آل من نیست
بدتریش هم این بود که اون کتابا رو منم می خوندم و می دونستم چی به چیه
همون وقتا بود که فهمیدم آبم با روانشناسی و مشتقاتش توی یه جوب نمی ره

چند وقته این عکسه ذهنمو مشغول کرده
، کلی هم خواستنیه برام ،
چندتای ما بچه که بودیم احتمال داشت چنین ترکیبی رو به عنوان خانواده ترسیم کنیم ؟
چقدر از آدمهای بالغ امروز چنین خانواده ای رو می پذبرند ؟
دوست دارم اگر بچه م پدر نرینه ای داشت ، چنین خانواده ای رو آنرمال ندونه
دوست دارم اگه بچه م دوتا مادر داشت ، احساس فرق داری نکنه

این خانومه امسال اسکار بهترین سانگ رو گرفت
گرچه پارتنرش دیگه خانوم توی این عکس نیست
اما تصویر خونواده ی جدیدش هم کم شادی آور نبود


عکسه هم از اینجا ، باقیشم دیدنیه

لیریکش هم خوندنیه
Have I been sleeping?
I’ve been so still
Afraid of crumbling
Have I been careless?
Dismissing all the distant rumblings
Take me where I am supposed to be
To comprehend the things that I can’t see

Cause I need to move
I need to wake up
I need to change
I need to shake up
I need to speak out
Something’s got to break up
I’ve been asleep
And I need to wake up
Now

And as a child
I danced like it was 1999
My dreams were wild
But the promise of this new world
Would be mine
Now I am throwing off the carelessness of youth
To listen to an inconvenient truth

Well I need to move
I need to wake up
I need to change
I need to shake up
I need to speak out
Something’s got to break up
I’ve been asleep
And I need to wake up
Now

I am not an island
I am not alone
I am my intentions
Trapped here in this flesh and bone

And I need to move
I need to wake up
I need to change
I need to shake up
I need to speak out
Something’s got to break up
I’ve been asleep
And I need to wake up
Now

I want to change
I need to shake up
I need to speak out
Something’s got to break up
I’ve been asleep
And I need to wake up
Now

3 comments:

الهام said...

اصلا این ملیسا اتریج رو من از اون ترانه شاهکار "لایک د وی آی دو" دوست دارم. و بعدش هم اون اجرای شاهکارش وقتی که هنوز موهاسش بعد از شیمی درمانی کوتاه بود و رفت روی صحنه... این زن شجاعه, قویه, به همین خاطرم دوست داشتنیه

Osmosis Jones said...

این خونواده رو از هر لحاظ میشه نرمال دونست بجز جنبه‌ی بیولوژیک. و اون بچه هم از اول باید بدونه که والد بیولوژیک و غیربیولوژیکش در دو جای مختلف از طیف نرمال قرار می‌گیرن. تفاوتها رو نمیشه انکار کرد ولی میشه درک و قبول کرد

Old Fashion said...

چه مي‌شد اگر اين خانوم فوتوگرافر، كمي هم وارد حوزه تخصصي خود مي‌شد و براي ما كلاس تحليل و بررسي مي‌گذاشت درباره ارزش‌هاي فوتوگرافيك اين عكس، و تاثير احتمالي آن بر داوري ببينده پيرامون يك پديده اجتماعي مناقشه‌انگيز. اين‌طوري مي‌توانستند دهان معاندان را هم ببندند كه اين‌جا و آن‌جا – در كافي‌شاپ‌ها - مي‌نشينند و مي‌گويند كه – زبانم لال - خانوم فوتوگرافر ما، تحليل و بررسي بلد نيستند خداي نكرده