Monday, March 10, 2008

And as you sweep the room, Imagine that the broom is someone that you love


یک نوشته‌ی بالابلند ساز کرده بودم براش، نیمه بود و تمام کردنم نمی‌آمد، وقت ِ ناهار، آرته که نُهِ بروکنر، دست‌ها را می‌برم تا نزدیکی‌های صورت، باور نمی‌کنم... حالا می‌فهم چه‌طور می‌شود که تمام ِ آدم‌های این شهر پاشان اگر برسد به چیزِ توی سر ِ من، پیداشان می‌شود در عالم واقع و او نه.. خیابان که نمی‌بیند رنگش را که سرِ راه ِهم قرارگرفتنی، سراغ‌گرفتنی از پی ِارتباط ِ میان سرها و یا دل‌ها هم که هیچ که هردوشان را خوب چفت و بست.. مگر باز رسانه‌های جمعی برسند به داد، خیالش که بیاید موسیقیش هم.... تا به حال بروکنر در تی‌وی دیده بودید آخر؟؟؟

__
خواهرک گفت این‌ها را ننویس اینجا، حیف نیست؟!، می‌دزدند ایده‌ات را، می‌دهیم یک فیلم ِ مارشمالویی ِ تین‌ایجریِ زردِ یواش ازش بسازند.. راست می‌گوید، فقط به دو دست ِ بریده ِ حضرت ِ عباس که دست ِ داریوش خان دور باد از ایده‌های نرمین ِ ما، که برای امروزی کردن ِ ماجرا برمی‌دارند به جای بروکنر یک محسن‌انکرالصوت می‌چپانند توی قصه، به قوه‌ی الهی تعدادشان هم که کم نیست

_
Title: Snow White and the Seven Dwarfs soundtrack

1 comment:

Bamdad said...

حرف‌ات را قبول دارم و ندارم. بله قرار نیست خودمان تفسیر کنیم، ما یک‌چیزی ساخته‌ایم، تأویل و تفسیرش دیگر با دیگران است. اما حالا این را هم بپرسیم که این حکم درستی است؟ پس وقتی برسون می‌نشید و یادداشت‌هایی در باب سینماتوگراف را می‌نویسد چه؟ یا حرف‌های درایر درباره‌ی سینما، خوب این‌ها به‌هرحال دارند درباره‌ی فیلم‌های خودشان هم صحبت می‌کنند، نمی‌کنند؟ یعنی نظریات‌شان درباره‌ی سینما از دل فیلم‌های خودشان بیرون می‌آید نه بقیه‌ی فیلم‌ها. حالا بیا این گفت-و-گوی اصلانی را هم چنین چیزی بگیریم. ضمن این‌که در ولایت ما و با این قلم‌به‌دستانی که داریم، به نظر من به‌تر که همه‌ی این‌ها را خودش گفت، برای این‌که خیلی فکرها را می‌اندازد توی سر اهل‌اش، خیلی چشم‌اندازها را برای‌مان ایجاد می‌کند، نمی‌کند؟
با این‌همه خب من هم دوست‌تر داشتم که ماجرا این‌طور نباشد، که این آدم به‌قول تو مجبور نشود فریاد بزند.
حالا می‌دانی، اصلن نوشته‌های این جماعت چیزی در حد جوک است، دوران جشن‌واره دوران سنجش نیست، یعنی اصلن موقعیت خوبی برای این کار نیست، دست‌بالا ریویو-ای بنویسی روی فیلم‌ها، بیش از این ممکن نیست، با آن حجم زیاد فیلم که قرار است دیده‌شود، جو خود جشن‌واره و کیفیت نمایش فیلم‌ها و... منتظر بودم و مطمئنم مثلن سعید عقیقی و چهارتا آدم درست-و-حسابی دیگر هم منتظر بودند تا زمان اکران فیلم، زمانی که امکان بیش‌تر دیده‌شدن و تماشای چندباره فراهم شود، بعد کسی اگر می‌خواهد چیزی بنویسد. ولی نمی‌گذارند... خودم هنوز هم منتظر و امیدوارم تا فیل اکران شود و باز ببینم‌اش تا چیزی بتوانم بنویسم که این‌جور وقت تنها پاسخ هم همان نقدی است که آدم می تواند روی اثر بنویسد، این جوابیه‌نویسی‌ها دردی را دوا نمی‌کنند.