Monday, September 18, 2006

حافظه ی کمکی

تا من می آم باز آوای خواست سینگل مام بودن رو سر بدم .. فامیل گرامی یه کاری می کنن که بی خیال شم
بالاخره بچهه یه شب اینجا بود .. بدون اینکه از پنجره پرت شه بیرون
با اینکه خل دوست داشتنی منه .. اما صفت غیر قابل تحمل هم بهش اضافه شد
از "به مامانم می گم " های بچه ها متنفرم
باید یه بابای مهربون بچه دوست کدآقا برای دخترم دست و پا کنم

ــــــــــــــــــــــ


جمعه .. شهرام ناظری
علی رغم پیش درآمد بی خود توی ترافیک موندن .. بوی لنت
راننده ی ماشین بغلی که من نمی فهمیدم چه خدمتی براش از دستم برمی آد که عین سگ گرسنه نگاه می کرد
نانسی و بنیامین .. آدرس اشتباه روی بلیط .. پیاده دویدن
من می دونم جامون بدددددده های مستمر من

علی رغم پرده ی ملافه ی تخت شوهر مرده ی آویزون و تصویرهای بد
علی رغم صدابرداری بد .. نور بد .. دکور بد .. بوی کرم خیار که مستمر و باجدیت می خورد توی دماغم
نوازنده هایی که بهشون اعتماد نداشتم .. دیدن آشناهای دور ـ دور به جای آدم جالبا

یک ـ جامون اصلا بد نبود .. ممنون آقا .. گرچه سنگینی آدم های بالای سر روم بود

دو ـ دیگه هیچ وقت اون شب پنج سال پیش سعدآباد برام تکرار نمی شه
اون همه درخت بالای سرم و تکون تکون خوردن های تنم و صدای وحشیش که می پیچید توی درختا و باد و من
همون وقتایی که فکر می کردم اژدهاست .. عربده می کشید و آتیشش می پاشید بهم
حالا می تونم فکر کنم پیر شده .. بعد هی بخونه بخونه و نفس داشته باشه و من بفهمم هنوز
چقدر هست .. می دونی چقدر نگران روزهاییم که این آدم ها نباشن ؟

اولاش هنوز تو مود غر بودم .. که اگه می خواد آهنگای دستانو بخونه چرا با خود دستان نه
بعد البته دیدم پژهامم هم دست کمی از پژمانم نداره
اژدهای رام هم دوست ندارم .. حتما باید زنجیر پاره کنه
وقتی زمستان شجریان اون همه خوب و یخی و آبیه ، کاش دست از زمستان زرد و
نارنجیش برداره .. ازون حنجره صدای آبی در نمی آد
کردیاش رو هم دوست نداشتم .. یعنی می تونست خیلی چیزای بهتری باشه
کابوکی که قر مبسوطی بدیم مثلا و یا خورآوا که دیوانه کنندست

سر "شان بده به شانه م" گفتن هاش اما مقداری تلاش های حرکتی کردیم
_ که من خدارو شکر کردم که صندلی آشناها انقدر دور هست که یادشون نیاد سر تلاش برای رقص دسته جمعی
توی مهمونی چه گندی می زدم من توی ریتم و هی یادم می رفت اول کدوم پا _

بعدش اما انقدر نعره زد که یادم بره همه چیزای بد
من عاشق این مجموعه ایم که حافظ آهنگسازش بوده و "من چرخ گردون بشکنم " یکیشه
چرا آلبومش در نمی آد که من هزار بار بشنوم و خل بشم
حافظش اون آدمیه که من حاضرم بپرستم .. بهتون اطمینان می دم

جمعه .. شهرام ناظری .. علی رغم همه ی حاشیه های بد .. بدبینی های من و حرف بدگویان خوب بود
درسته جادوش کمرنگ شده .. اما هنوز هست
توی راه باز چشمامو بستم .. دعا کردم بمونه بمونه بمونه

ــــــــــــــــــ



این قهرمان بزرگ تر از آن است برایم که بمیرد


_________


شنبه .. هیچ عقلی دیگه ندارم .. هیچ

_________


یک شنبه .. تولد آشنای محترم .. آقای قالیباف ـ دامت وجوده
چرا هیچ کس به من نگفته بود این موجود انقدر جالبه ؟؟؟؟
همدانشگاهی بزرگ ماست دیگه

3 comments:

نازلی دختر آیدین said...

بله ایشان نه تنها بسیار گوگولی و ماه هستن ، بلکه بسیار ماه تر هم هستند !!!

reza jalali said...

aval salam....bamazast in avalin bare ke salam kardam behet.
bad ham nemidonam chera in sibilo hichvaght dost nadashtam.ama khob salayeghe shakhsi fargh dare.ama dar babe oryana falachi nemidonam ostoreyi mesle on ro che bayad kard.be khosos vaghtyi kheyli khodkhahane fekr koni ke bahash hamkar bodi.khosh bashi dostam.hishki ham babaye khode adam nemishe.

100ra said...

کجا بود پس آن پرسش و پاسخ تنبک و دف اگر فکر می کنی گروه در حد دستان بود ؟