Saturday, November 04, 2006

پی پی لوتا دلیکاتسا ویندوشید ماکرلمینت افریم جوراب بلند


خودم هم می دانم زیاده از حد لوس می شوم گاهی
اما آدم ها انقدر مهم اند توی زندگیم که در نبودشان روزگارم می شود چیزی شبیه به زندگی
دیروز من توی تخت و خانه ی تاریک و ساکت
بعد تلفن آدم جالب ها .. من که نمی روم بیرون اما تا همین جاش نصف سردردم پر
پشت بندش تلفن پسرک .. مدت هاست بی خبریم از هم .. گاهی آدمک های روشن و سلامی
آخرین بار همان حال و احوال حین عبور وسط شولوغی شب قبل از ولنتاین سه سال پیش
نه ، امشب بیرون رفتنی نیستم .. اما تمام سر دردم پر .. تهوعم پر

نسکافه ی سیاه سیاه و تکه های لاو ان د ران تروفو
فیلم های خوشحال زیادی آخر پیدا نمی شوند توی بساطم
همین است که هی سراغ این می روم و تیتراژ دوست داشتنیش

صبح امروز .. جذابیت پنهان بورژوازی .. قلک شکان محک
همه ی دوستان و آشنایان هم که فعال و از مسئولین
یادم هست در دایرة المعارف ما اصطلاحی بود شبیه دختر خیریه ای .. معادل نرینه اش را انگار نداشتیم
حالا امروز تمام دخترها ساده و معمولی اما تا دلتان بخواهد پسرهای جیگول .. ما که ناراضی نیستیم

عصر همان حیاط دوست داشتنیمان .. بلیط تئاتر فرانسوی که نصیبمان نمی شود
اما بچه ها که هستند و همان دوست این همه سال ندیده و دوست دیگر حتی دورترها
چقدر پیر شدی و بزرگ شدی و تو قبلنا گنده تر نبودی و تو رشدی هم نکردی این سال ها
بعد هم عزیزم های من که خواهره می گه شبیه خانوم بازیگر می گم
و باید از آقای چاق بپرسیم که اینگونه است آیا
گربهه هم حقیقتا به نظرم تا ته ته وجود ماده است یا من بی نهایت بدون جذابیتم براش
این آقاها هم که شدن مشتری همیشگی بدیم نیستنا
فقط فربهو "گوربا" صدا می کنن که اصلا دوستم نمی آد
تازه از رو هم نمی رن وقتی توضیح می دی براشون تازه اطاعت هم نمی کنن وقتی امر می کنی بهشون
دایره گچی قفقاز می خوان راه بندازن

بعد با دوستا - که شدن عزیزما - شام و انقدر دیر شده دیگه که حتی دربونا هم نباشن سر پستشون

من توی دلم از والدینی که اسم شروع شونده با الف می گذارند تشکر می کنم
دستم که اشتباهی رفته بود روی اسم و بعد که یادمان افتاد هستیم چقدر
حربه ی بدی هم نیست .. فکر کن چقدر دستم اشتباهی می تواند شماره ها را بگیرد
فکر کن چقدر شماره ی مرده ای که می تواند زنده شود

این رابطه های دور و دیر بسیار مطلوبند
پروردگار زیادشان کند

2 comments:

نازلی said...

خب استرایت استوری یه کمی یه جوری بود.
بعدم داستانِ استرایت هم همین جور!
فک کردم با داستانِ سرراست بهتر میشه ارتباط برقرار کرد.

reaza jalali said...

shayad bad nabashe be jaye in ham ekhosabalt ke mikoni to maghzet kami ham joghrafiya bekhonike bedoni afghanha arab nistan.