Wednesday, March 07, 2007

I'm a very private person

اتاقم و خلوتم را می خواهم
این روزها این جمله را بارهاااااا تکرار می کنم
به گوششان نمی رود
زیر بار مهربانی های ثقیل خویشاوندی در حال فرو رفتنم

از اولش هم گفتم من می شوم پری
رها می کنم خودم را از رنگ بازی و اسباب های جلد شده
اما نام کرده ای که نبود توی اصفهان
که بشود بهانه ی پرواز
حتی اگر جوجه کبابش عق آور باشد
بَدَست آدم توهمش بشود پارسای ژولیده ؟
بهتر نیست از امروز من که با هر بار تکان پرده ی پلاستیکی ایوان خانه هنرمندان
دادم می رفت هوا که میزمان است که حرکت می کند؟

بعد اذان باشد و مسجد خالی و بشود دوید
..گر بر سر من زبان شود هر مویی

نامزد اصفهانی نبود
پری نشدم
آواره ی خانه ی این خویشم و آن قوم
رهایم اگر بکنند
تختم هست و آبی گرد گرفته ی اتاقم
و چقدر دلم نوشتن می خواهد
و خواب صبح
و
خانه و خلوت و خانه ی خلوت و خلوت خانه و هر احتمال خ دار دیگر

3 comments:

لاغر said...

:D
خ. خ !!! ... م م م
نمی گم تو خماریش بمونی ...
:D

چــــــاق said...

یرما

آخر چرا در اصفهان جوجه‌کباب خوردی؟
چرا اینقدر برای نماز خواندن عجله کردی؟
چرا هنوز عید نشده دید و بازدیدهایت را شروع کردی؟
چرا اینقدر حرف زدی که زبانت مو در آورد؟
چرا موقع زلزله در ایوان ایستاده بودی؟
چرا شفل دیگری جز «پری شدن» انتخاب کردی؟
چرا؟

وحید said...

اوووووووووه یادش بخیر پری!چقدر من این فیلمو دیدم و چقدر دیالوگاشو می‌گفتم با خودم!!! و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین! یادش بخیر
فکر کنم کرمشو انداختی که بازم ببینمش! بیکاری واسه ما کار می‌تراشی؟