Monday, April 16, 2007

میل خداوند پدر به عظمت ، در فرانسه از 4810 متر بالاتر از سطح دریا فراتر نمی رود

چی شد که یهو یاد بی ینال نقاشی افتادم که هنوز جوون بودیم
و از یه مراسم عیدی تو کلیسای سر ویلا رفته بودیم موزه
از یه سری کار مسخره می گذشتیم که زنم گفت برادر لشش می گه
، اون صفتو خودش ته اسم برادره کرد و همین صفت همیشه تداعی کننده ی این جمله ست برام ،
که آخی ، این طفلکی ها توی شهرستانای دورن .. هنوز بهشون خبر نرسیده که بعد سوررئالیسم هم دنیا به راهش ادامه داده

آسمون قرمبه می زد چه جور
قبلش که گفته بودم آخرش تلف می شم از گرما توی شبی چنین مرطوب ، رفته بودیم پیاده روی ِ خیس
و چه قدر آب و باد و من هنوز چقدر تشنه
توی خوابم یه سشوار گنده بود که خدا برعکس گرفته بودش و توی کوچه مون حرکت می کرد که خیسی زمین بخشکه
توی خوابم فکر کردم که چقدر هم خوشمه از وجود سوررئالیسم
بعد خوابم فیلم سیاه – سفید جنگ جهانی دوم شد ومن که مبارز در دام افتاده بودم و دختره که کمک نمی کرد که در برم و نشسته بود جلوی پنجره ی توالت و از نوشته ش در باب پنجره ی توالت خانه هنرمندان می گفت و من چه مضطرب بودم و چه مترصد فرار و اون چه دیوونه ی مزخرفی بود با اون رفتارای عاشقانه ی چندشش

صبح کتابوکه باز کردم پسرک بزرگتر شد و رفت کلاس نقاشی
که یاد بگیره سالوادور دالی خیلی خوب نقاشی می کرده
اول باید دنیا را همان طور که هست بشناسیم و بعد آن را آن طور که می خواهیم تغییر بدهیم
دلم برای برادر لش زنم که برادر همه ی ما بود و قیافه های ابداعی
و فیلما و کتابای عجیبی که انتخاب می کرد و آرت ورکای گستاخانه ش تنگ شده
دنیا بعد سوررئالیسم خیلی راه رفت اما دالی م غول بامزه ی گنده بکی بود

3 comments:

Osmosis Jones said...

اولاً که عکستون خیلی جنسگونه‌گرا بود. از شما بعیده
دوماً دنیا بعد از سوررئالیسم به راهش ادامه داد ولی نقاشی نه.

shafagh said...

hichi mesle ye khabe siyaho sefid nemishe
akse jalebi ye
az estefadei ke az andam karde khosham omad........

MaaNoo said...

onvanesh khodast: )