Tuesday, May 15, 2007

دسته ی سوم : آدم هایی که سوت می زنند


و نامگذاری می شود این هفته ، به نام هفته ی دراماتیک

فصل اول – یکشنبه ای که به رینبو ختم نشد

آدم ها سه دسته هستند
آدم هایی که نه را ترجمه می کنند نع
آدم هایی که نه را در بازه ای میان آری تا نع جای می دهند
آدم هایی که برای دسته ی اول ، آری دست و پا می کنند

و چنین است که ددالوس و ایکاروس رویت می شود
نه چُنان که نوشته شده در بلیط – سرپایی .. بل روی صندلی ردیف اول
و معلوم است که خاطره ی آن ماشین ِ جالب ، بس ماندگارتر است از هرلحظه تکانه از صداهای لرزه افکن


ادامه داستان می شود : چه مزاحم ها ریخته در اتوبان ها
لوت و پوت ، چرا / کی / و چگونه بسته شد ؟
گلستان گردی به صرف فست فود
در راستای نام هفته ، شب ، مایتی افرودیت آقامان وودی با ساختارهای درام کهنش


فصل دوم – دوشنبه ای که به شورای آموزشی نرسید


دنیا برای من زودتر از نه صبح مزه امتحان هندسه می دهد و بندرهایی که باید در درس جغرافی حفظ می کردم
. و ان همه چرت و چولایی که در کتاب های تاریخ باید از بر می بودم

و اینگونه حضور اول وقت در دانشگاه می شود چیزی در حوالی ده
و بعد موافقت استاد عظیم ِ دانهیل قرمز ِ یک گوشواره ی من را دوست
و شورا ؟ ... شوراها بر باد .. تا معلوم شود نتیجه ی حمله های جدید به این جزیره ی کاش بی صاحب

امتحان عملی درس ِ استخراج آری از نه
انجام امور اداری زندگی بزرگسالانه

و رسالت من این است تا دو کباب ترکی داغ را از نشاط تا چهارراه به سلامت برسانم
و چشم در چشم ِ شوی خود عقشان کنم

فرهنگسرای هنر !! همان ارسباران دوره های جوانی

آگهی : سه و چهارشنبه ، ساعت شانزده ، همان جا ، نمایش بابام تو کاغذا گم شد
با بازی کودکان کار


توصیه می شود

و تمام حجت من از این پست همین آگهی بود
که تمامش می کنم با لیمونادی سبز ، در همان جایی که باید ، در روز عروسی مادر ِ دیو
دید زدن ابزارهای زندگی مدرن .. بو کردن تمام بودارها .. در حسرت آن همه خوشمزه های خوش رنگ و لعاب
خرید کیف باب مارلی از پسرکان در ظاهر پنجاه سنتس ِ در باطن سه پولی
دیدن پنج عکس بر دیوار جایی با پله های چوبی و قندان های فیروزه ای
بستنی در باران
و یادآوری اینکه فقط دخترها و پسرها خواستار همنشینی در ماشین کرایه نیستند
گاهی نسوان را هم ، با هم ، میل به معاشرت می افتد

5 comments:

sun said...

nemikhay begi ke ye nafar tu mashin kenare to gir dade bude be to va zan bude??!!!!
rasti man matne namaieshe ddlus ro mikham.age linki dari ke betune komak kone mamnun misham baram bezari
tanx

elham said...

ببین اون لوت و پوت طرفای دولتو می گی بسته شد؟ که من عاشق اسپاگتیش بودم؟؟ کی؟ چرا؟ مسخره ها!

sun said...

;)
tanx for the information
vala dava ro bikhial!gahi bazi ha miran ruye asabe adam!

maryam.s said...

تشریف بیاورید لوت و پوت جدید در توانیر...البته این که اون نمیشه ولی همه چی دست مشتریه
مشتریهایی که چادر سفید میخرن یا چادر سیاه میخرن یا اصلا" چادر نمیخرن یا دو تا چادر میخرن یکی سیاه یکی سفید و میکس میکنن اون دو تارو خیلی سکسی و ...اصلا" به من چه

sa&and asl said...

رفیق یرما این شعور زندگی اجتماعی که می گید بیش از هر چیز فکر می کنم زائیده ی ذهن شماست که هر چه تلاش کردیم ندیدیم ادعای داشتن اش رو و اما نسخه پیچی به سبک شمامیشه اینکه اجازه ندید هر کسی به هر اسمی هر چیزی رو فرو کنه توی ذهنتون
شب خوش و خوش شانسی