Monday, May 28, 2007

بكن دل ز نقدينه جان ، بنه در كف مي فروش

خروسخوان جمعه شب که خوابیده باشی
که من را با صبح آغاز هفته چه کار
تلفن ده و خرده صبح که می پراندت
می مانی درجواب خانومی که خودش را معرفی می کند
که می شناسی آیا
و اسم کمی خواب را پرانده
و همانجور که می خواهی دورگه ای های صبحگاهی صدات را بپوشانی
که مبادا دعوت شوی برای بَک وکالخوانی در گروه موسیقی زنانه شان
مغزت را جمع و جور میکنی که قرار ملاقات را درست بگذاری

خوانده شدیم به عکاسی ازگروه موسیقی خنیا ، توسط سرپرست گروه
تجربه ی جالبی بود
این که زن ها برخلاف مردها حواسشان چندین جا هست مثلا
هم ساز می زنند ، هم زیبا جلوه می کنند با لبخندهای حساب شده
هم هوای حجابشان را دارند که عکس ها نشوند بی استفاده
هم تک تک چیزهای روی استیج و زیر و بالا و پایینش
از نظرشان دور نمی ماند
یا اینکه حین اجرا به دلیل نبود حجاب اسلامی
کلیه ی عوامل تصویرساز توقیف میشوند
و عکاسی منحصر می شود به زمان بسیار کم پیشش

این جور بود که هفته ی موسیقی کش آمد
و هنوز هم لابه لای عکس هایی که باید مرور شوند و ادیت ، پر پر می زند
و شاید هم که منتهی شد به معاشرت های خصوصی تر با برخی عوامل برخی بندها

صدای خانوم ملکی را دوست داشتم ، نازک نازدار نبود و خیلی هم با ابهت
بعد عمری ادعا که عکاسی از آدم های سازهای کوبه ای را دوست ندارم و عکس هاشان خوب نمی شود
خووب تازگی ها تنبکی ها دارند دلم را می برند ، مثلا همین خانوم زرد پروانه دار

این که اینجور وقت ها می آیند سراغم را دوست دارم
یعنی که بالاخره جا افتاده ام در این شاخه
البته که عکاسی موزیک کار دله و منافع مادیش حذف
مگر از آدم های پاپ ، که گرچه هیچ شوقی برنمی انگیزانند جهت عکاسی
پولشان انقدر خوردنی است که کم هم مشتاق زیارتشان نیستیم

5 comments:

غزال said...

سدو یرما :×
دوست دارم محی الدینت را . دروغ چرا ! آن روز دو سوم ِ‌ تئاتر را به محی الدین نگاه می کردم .
خدا من را ببخشد که چشم چران شده ام :(

sunjoon3000@yahoo.com said...

سلام. من اي ميلت رو پيدا نكردم توي صفحه. ممكنه برام ميل بزني يا توي كامنتام اي ميلت رو بگذاري؟

maryam.s said...

“Because I am a woman, I must make unusual efforts to succeed. If I fail, no one will say, ‘She doesn’t have what it takes.’ They will say, ‘Women don’t have what it takes.”

حالا بیا حجابم بزار روش...آش رشته ایرانی بشه...جووون چی میشه

M.Sanjaghak said...

نه ! ببینید خانم آگراندیسمان این قضیه اصلا حکم کلی نبود . گفتم که مخاطب خاص داشت. وحکمم در باره ی فمینیسم ایرانی راستش... ادعای فمنیستی داشتن اصلا بد نیست . اما دوبوار کجا و خانم قدس کجا؟نچرالیستها هم...
راستی این خانمه در عکستان چه لبخند بالقوه ی بانمکی دارد گوشه ی لبهاش.

مسعوده said...

گاس كه بدجوري داريد دل ما را با اين عكسها و تعريفهايتان مي بريد خانوم آگرانديسمان . حواستون كه هست ؟
سازهاي كوبه اي ، سازهاي كوبه اي .يك چيزي انگار تويشان وول مي خورد . مثل يك موجودي ، رحمي . نه ؟