Wednesday, July 04, 2007

چقدر باید پرداخت، چه قدر باید، برای رشد این مکعب سیمانی پرداخت؟


دست به دیوار، می زنم بیرون از اتاق
سکندری نخورد پام، جلوی مهمان ها
آلبوم ها را پیدا می کنم
می گردم
می گردم
این ؟
این دختر تپلی با چشم های خاکستری ؟ نه این صدف بود انگار
.. نیست
. دلارام توی عکس های بچگی مان نیست
این عکس های چهارم است یا پنجم ؟
کدام این سال ها همکلاسی بودیم
هردوش گمانم
شورشی اما یادم نمی آید بوده باشد
شریک نمایش های معترض پرشوروصدای کودکی ؟ .. شاید
لعنت .. لعنت به این حافظه
اول اسم و خبر را خوانده ام و رد شده ام، مثل همیشه
مثل همیشه خودش را کوبانده به درودیوار ِحافظه ام، اسم
و عکس .. به همان تپلی روزهای مقنعه ی سفید
طاقت نمی آورم،" دوست ِ دبستانم ..." ، جلوی مهمان ها
مامان می گوید بزرگ شدیدها
بزرگ شده ایم و اسم هایمان مکتوب می شوند، نه فقط بالای برگه های امتحانی با آخرین زور برای خوش خطی
توی آگهی های مرگ .. توی حکم های زندان
دو سال و ده ماه زندان و ده ضربه
چه قدر بزرگ تر از منی بعدش؟

3 Comments:

sun said...

be andazeye omre jomhuri islami
be hamin andaze bozorgtar mishe!

shafagh said...

aslan nemidoonam chi begam
vaghean in hokm sharm avare chera habs? chera shalagh?
midooni dige kasi chera? ham nemige va in akhare zendegi nabati mast.

terme said...

mesle hamishe in hamishe hast ke avaz nemishe