Wednesday, July 01, 2009

If only Saddam Hussein were a Paparazzi

یکی از این شب‌ها به معیتِ دوستی حضور رسانیدم در محفلی گرین-گرَس‌ی، با حضورِ بانوانِ هنرمندِ برنت بای دِ سان (آو رولوشن لابد) و آقایانِ دوست‌ها‌شان، نقلِ جنبشی بود که اهدافِ بلندمدتِ بزرگ داشت و راه‌های ظفرش؛ که از کاغذهای سبزِ خورد شده در کوچه‌ها و شعارهای کوبنده‌ی روی اسکناس‌ها شروع می‌شد تا کارهایی بسیار بزرگ‌تر، جاری کردنِ رنگِ سبز در جوی‌های خیابان‌ها فی‌المثل(اگر که به کوششِ ما آقای کارخانه‌ی رنگ متقبل شوند که اسپانسر)...خلاصه، ریکورد-ادیکتد ی که منم، تاب نیاوردم ثبت نکردنِ این برگ‌های زرین را در تاریخِ جنبشِ بزرگِ خلقِ نستوهِ ما، عنانِ اختیار (و اخلاق- به زعم حاضران) از کف داده، انگشتمان رفت روی دکمه‌ی ریکوردِ صدا... که خوشبختانه دقایقی بعد به همتِ یکی از برادرانِ زیرکِ انقلابی و ناکاربلدیِ فاعل، دستِ خائن رو شده، مموری ضبط گردیده، و انفصالِ دایمِ ایشان از جمع قطعی

حالا مساله:
اگر که به ادعای راسخِ فاعل، ایشان جمع را بدونِ به اطلاع رساندنشان از فعلِ انجام شده و پرسشِ من بابِ رضایتشان، ترک نمی‌کردند و در صورتِ ناخشنودیِ حتی یک نفر، پاک کردنِ حافظه‌ امری بود قطعی.. چه‌قدر شنیع، ضد اخلاق (اجتماعی و حرفه‌ای) محسوب می‌شود کار؟
(توجیه او برای این که چرا علنا و با اجازه‌ی اولیه این‌کار را نه، این‌ است که با علمِ به حضورِ ضابط آدمیزاد با خودش هم روراست حرف نمی‌زند، چه رسد به گهرریزی‌های نوآورانه)

توجه داشته باشید که هشتاددرصدِ حاضرین، سال‌هاست به معاشرتِ نامیمون با نگارنده ناگزیرند و با علمِ به این که عکس‌های بسیار از آنها در دستِ وی موجود است، تا به حال یک عکس خود را منتشر شده (در کوچک‌ترین مقیاس حتی) ندیده‌اند؛ یعنی امید داشته خاطی به جلب یک ذره از اعتمادشان در طولِ زمان

لطفا خودتان را در موقعیتِ مشابه به عنوان فاعل (آیا هرگز مرتکبِ چنین عملی خواهید شد؟) و مفعول (چه میزان حالِ بد به شما دست خواهد داد اگر بدانید صدای محفلِ خصوصی‌تان توسط آشنایی ریکورد شده؟ اگر که نیم‌ساعت بعد از عمل شما را در جریان بگذارد و رضایتتان را جویا شود چه‌قدر؟) قرار داده و با پاسختان یاری‌کننده‌ی یکی از مساله‌های بنیادین من شوید

__

اگر که این متن حق به جانب است، یعنی لابد که نویسنده‌اش به درستیِ کارهایی که می‌کند معتقد است، اما همین که حالا دارد می‌پرسد یعنی یک گام به سوی دموکراسی، یعنی خدا را چه دیدید شاید نظراتِ شما از این جهلِ خودپسندانه‌ی بی‌اخلاق نجاتش داد
آدرسم را که دارید
Yerma_1984@yahoo.com
ناجی باشید

1 comment:

iVahid said...

به نظر من ضبط هر چیزی (صدا-تصویر...) بدون اجازه‌ی مفعول تجاوز به حریم شخصی حساب می‌شه. شما اگر صدا رو ضبط می‌کنی یا می‌خوای بعدا ازش استفاده کنی (حالا یا به صورت انتشار یا به صورت مثلا نشون دادن به یک دوست مشترک) که خوب تو این قسمت فکر می‌کنم بحثی نباشه که کار غیر اخلاقی‌یه! یا نمی‌خوای استفاده کنی که در این صورت هم باز با توجه به این که مطلب ضبط شده ممکنه بدون اجازه و کنترل شما به دست کسی دیگه بیفته، مثلا سارقی که به محض بیرون اومدن از اون جمع کیف جنابعالی رو می‌دزده یا جدیدا مامورانی که خوب حتی تو خیابون هم جلو ملت رو می‌گیرند و فیلم‌های موبایلشون رو چک می‌کنند! در این صورت هم باز مورد مربوطه بدون اجازه‌ی مفعول منتشر می‌شه.
مثال می‌زنم. فرض کن آقا/خانم ایکس یک ناتورالیست باشه که دوست داره در محل‌های خاص در نظر گرفته شده بدون مایو شنا کنه و آفتاب بگیره، ولی از طرفی بنا به هر دلیلی هم دوست نداشته باشه کسی از این موضوع باخبر بشه. آقا/خانم ایگرگ هم بنا به هر دلیلی بدون اطلاع عکسی بگیره و قصد انتشارش رو هم نداشته باشه، اما هکری که به کامپیوترش نفوذ می‌کنه به این عکس دسترسی پیدا می‌کنه! اونوقت تکلیف چیه؟ دوستان حاضر در اون جمع هرچی گفته‌اند مسلما با رضایت از شنیدن این حرف‌ها توسط اون جمع مخصوص گفته‌اند و احتمالا خارج از اون جمع به همون صورت حرف نمی‌زده‌اند.
مورد دیگه این که تو کشورهایی که خوب سابقه‌ی درست و حسابی توی حقوق بشر و دموکراسی و... دارند، دوربین‌های کنترل سرعت هم بدون تابلوهای هشداردهنده حق نصب ندارند، چه برسه دوربین‌های معمولی یا مداربسته.

من در این مورد متاسفانه حق رو به دوستان شما می‌دم.
با احترام