Friday, April 14, 2006


بريم مراکش؟

6 comments:

نازلی said...

کامو یه رگ مراکشی داشت؟؟؟توی مراکش یه مدت زندگی کرد؟ اون جا مریض شد؟ یه ربطی به مراکش داشت میدونم !

---
آرتور رمبو هم مراکش کار دستش داد

یرما جان :)
حواست به خودت باشه خلاصه !

یلدا said...

بریم!
کیا میان؟!

صبا said...

سلام
ببخشيد كه نظر در مورد پست قبلي را اين جا مي نويسم
به نظرم مشكل از اون جا ناشي مي شه كه حرف راسل رو اين جا خيلي راحت مي پذيريم ولي نظرش در مورد زنها رو به سختي مورد هجوم قرار مي ديم.اصولا دوست داريم عشقي انتخاب كنيم.البته اين نه به اين معني است كه من اون حرفش رو قبول دارم يا مي خواهم اين رو رد كنم.

ali said...

نه حاجی!
پاشیم بریم فرحزاد
توی هوای آزاد
بزنیم چای و قلیون
بروبچه های خودمون
با هم باشیم حال کنیم
قصه ها رو چال کنیم
(..) بگیم و بخندیم
درب غمو ببندیم

baya said...

كارت خوبه. بهت لينك دادم.

نازلی said...

اینگرید رو که کلن هستم ، خودش نشد هم ایزابل !

--
این هم اون داستان وعده داده شده :)
البته فکر میکنم توی آرشیوت یه جا خونده بودم که از کارهای وودی آلن زیاد خوشت نمیاد (شاید هم فقط از یکی از فیلم هاش خوشت نیومده بود )ولی خوب این داستان رو دوست میدارم .

http://www.dibache.com/text.asp?cat=3&id=142