Tuesday, May 16, 2006

قیافه م دیگه شبیه دختر روشنفکرا نیست
این مدته هی غر می زدم
بدترین بار وقتی بود که برگشتن که هستی خوب
من هم که چقدر بدم می آد ازین دخترهای روشنفکر آرتیست افسرده ی نچرالیست
که انگار فریدا کالو شده مظهر زیباییشون
ـ بر منکر خوبی و ماهی و خدایی فریدا لعنت ـ

این بار اما قدم هام محکم تر نشد وقتی عینک سیاه رو می ذاشتم برای پوشانندگی قرمزی ها
گه بگیره اعتماد به نفسی رو که بسته ی دو سه تا موی ریزه
هی یاد فرفر روشن بودم که ریخت و ریخت تا من شدم این
شبیه لزبین فمینیست ها شده م یه مقدار حالا یا فعالین حقوق بشر
خواهره می گه مثله مریضا ، هم اکنون منتظر یاری سبزتان هستیم
کی پس یه دختر دوست داشتنی مامانی می شم؟

همیشه ته ترم ها
اینبار یک ماه زودتر
صبر و تحملم هرسال کم تر می شه

2 comments:

نازلی said...

آخ جون پست جدید !

The Miner said...

ترم خوبی برات آرزو دارم، درست میشه