Sunday, May 20, 2007

سر یه رویای جور دیگه چی می آد ؟


رتبه ی ارشد ت عالیه و من بهت افتخار می کنم و نمی دونی چقدرتا خوشحالمه
باباهه سرشو با تاسف تکون می ده و میگه چهارسال دیگه همه مدرک درست و حسابی دارن و تو حسرت می خوری
می گم همین الانم دارم حسرت می خورم که خانوم ن که دوسالی از من بزرگتره و دیپلمم نداره
... سه، چهار ساله عکساش تو معتبرترین جاها چاپ می شه و من هیچ
حالا کتابه هنوز معلوم نیست کجا خودشو گم کرده که پیداش باید بکنم و همین مدرک نصفه هم از دستم نره
مدرکه که بیاد دستم تازه باید بشینم ببنیم چه کار می خوام بکنم با زندگیم


آقاهه می پرسه شغل
می گم عکاس
نمی شه که
، یه چیزی تو مایه های خوب .. روزا چکار می کنید !؟ ،
بنویسید دانشجو
فکر کن پلیتزرم که بگیری ، تو مدرسه ی بچت مثلا ، شغلتو می نویسن خانه دار

گفتم آدمه باید تو کارش بهترین باشه ، حتی اگه زنباره ست ، یه زنباره ی معروف باشه با یه رزومه ی آبرومند
داشتیم شروط قابل معاشرت شدن رو برمی شمردیم
گفتی که دیگه نه .. توان تحمل زنباره ها رو نداری
حالا که دیره شبه و نشستم به پیدا کردن روابط .. دارم فکر می کنم منم همین طور
آخرین چیزی که این روزا می خوام یه دون ژوانه .. حتی اگه با نجیب زاده های دربار کمتر ، رو هم نریخته باشه
دلم یه مونوگام علاج ناپذیر می خواد

9 comments:

Miss Anonymous said...

nemiduni in neveshtat emshab cheghad chasbid behem! ziad! ziaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaad!
omidvaaram kheili zud befahmi ke mikhay chikaar koni ba zendegit :D

sun said...

:)
bezar benevisan khane dar!
vali hamun axas behtare ha!
nemidunam ....

dar morede in don khoan ha ham faghat mitunam begam ke nabudaneshun mese nabudane jooker tuye ye daste varagh hast!

آذين said...

اين ارشد لعنتي كه جوابش فقط به درد افسرده كردن مي خوره. حتي اگه اصلا شركت نكرده باشي، درست روزي كه حالت بدجوري گرفته‌س، كارنامه ي كوفتي ش مي رسه كه به جاي غايب، جلوي هر درسي نوشته صفر، صفر، صفر..
وقتي نخونده باشي اما با كمال پررويي شركت كرده باشي هم، شب اعلام نتيجه يادت مي‌افته شماره‌تو نداري و خب، نمي‌توني نتيجه رو بفهمي.
اگه كلا بي‌خيالش باشي هم، هستن كسايي كه يادت بيارن... پوف! مزخرفه، مزخرف!

Osmosis said...

افاضات

دانشگاه را براي هنرمند شدن نمي‌روند؛ براي فرهيخته شدن مي‌روند.

مكالمه‌ي شما با شخص شغل‌پُرس قدري اغراق شده به نظر مي‌رسد. مگر اينكه طرف ... بوده باشد. در هر حال آنقدر مهم نيست كه چنين موضع‌گيري را موجب شود

پاراگراف آخر را مورد تاييد قرار مي‌دهم

maryam.s said...

از اینکه کسی کار منو نفهمه ، از اینکه در اینجا عکاسی شغل نیست ...از اینکه یه عکاس دنبال یه شغل آبرومند کارمندی میگرده...از اینکه اینجا بازی با آدمها مثل آب خوردنه..از اینکه هرکسی بیشتر دروغ بگه محبت بیشتری میبینه و نجیب به شمار میاد و قابل احترام...خوشحالم
......................
بهانه های کافی دارم برای اینکه چمدونم رو ببندم و دلیل محکمه پسند که برای این جور کارا پول خرج کنم

مسعوده said...

خب اين درد مشتركه !‌مننم از همونا كه تو پاراگراف آخر بود مي خوام زيادم مي خوام بعدشم ما مدركرو گرفتيم گفتيم حالا بشينيم چيكار كنيم !‌هنوز معلوم نيست ! مدركو زياد جدي نگير اينو يه ريش سفيد بهت مي گه هر كاري مي خواي بكني از الان بكن !
آها يه چيزي از اولش مي خواستم بگم اين وبلاگت فيل‌تره ها !‌خبر داري ؟
ديگه هيچي ديگه برم ! منم دلم عكاس باشي شدني خواست يهويي چرا نمي دونم !

parisa said...

با حرف این خانم ریش سفید! که مدرکو زیاد جدی نگیر موافقم ( عطف به سابقه سایرین و همینطور خودم) ، چون بعد که یواش یواش ولی خیلی واقعی و پر رنگ با کارایی زیادش و استقبال پر شور و تحسین برانگیز! دیگران مرتبط و تاکید مرسوم در جامعه شغلی مبنی بر تخصصی کار کردن و اشتغال مرتبط با مدرک! مواجه میشی، یه جورایی داستان تازه شروع میشه که قطعا حال و روز و فضاهای خاص خودش رو داره واسه هر کس، برای همین زیاد و قطعی رو قضیه مدرک مانور نده که بعدش تازه بشینی ببینی چه کار میخوای بکنی با زندگیت و اینا. انگار خیلی حرف زدم؟! ه

shafagh said...

به تازگی وبلاگی جدید راه انداختم که خوشحال میشم یه سر بیا ین اینجاhttp://shkalhor.blogfa.com/
در ضمن یادداشتهای دلشوره ای هم رفتند در yahoo 360 blog shafagh kalhor
در ضمن ببین دلت چی میگه اگه مدرک گرایی برات مهمه برو سراغش اگه عکاسی مهمه به همون بچسب اینجا و اونجا نداره
هرجا روی آسمان همین رنگ است

Re said...

gahi rozegare ma chonin ast...gahi chonan ...ostad bloget to in kharab shode filtere.....ma che konim....taze manam up kardam....ama nemidonestam chetori khabar bedam
badbin
http://opus341.blogfa.com/