Monday, September 03, 2007

Pictures came and broke your heart, put the blame on VTR


هه! گفتم که گزارش هنرهای تصویریم را خواهم نوشت
که منظورم به تصویرهای حرکت دار بود
حالا دارم می گردم و می بینم زیاد تصویری هم در کار نیست
ماهواره هایمان جمع شده، کما فی السنة الماضی
که با وجود فقر عظیم تصویر و صدا که موجبش شده، ته دل من کمی هم شاد است که وگرنه هیچ امیدی نبود به پایان بردن ِ این پایان نامه

فیلم کلابمان هم از همان هفته که ذکر خیرش را کردیم، تعطیل شد
،هزاربار گفته ام چیزهای خوب را ننویسم اینجا که به محض به نوشتار درآمدن دود می شوند،

سینما هم که نرفته ام، حتی پاداش سکوت را که آنهمه اسم خوب دارد

من گاهی تلویزیون می بینم، مثلا چندشب پیش که دکتر سِوری داشت
این برنامه ی شبکه چهاری محمدصالح اعلای صدالرزان حال بسیار بد
که آدم دلش می خواهد زود بستریش کند یکجایی بلکه پس نیافتد

هفته ی پیش گول خوردیم
به جای بهمن کیارستمی دوست داشتنی و کفارش
رفتیم در محفلی خصوصی تر مستندی دیدیم راجع به شرق
یک چندتایی از این روزنامه نگارهایشان هم آمده بودند
، من نمی دانم چرا با وجود ارادت ایده آلیستیم به روزنامه نگاری و گاران، چرا در دنیای واقع این آدم ها را دوست نمی گیرم،
کلا آدم های محفل بسیار نه جذاب
جز آقای عکاس نیم وجبی با آن صدای بلندش
و پسر ِ فرمان بسیار بسیار دوست داشتنی و لیدی فرندش البته

یک فیلمی هم هست که یک هفته بیشتر است که دیده امش
اما گمان نکنم حالا حالاها طعمش از چشمم برود
یک پست مفصل سرسپردگانه باید در موردش بنویسم

3 comments:

پدرام said...

akheh cheghadr khoshi tanha tanha... :)

shafagh said...

خدای ناکرده برای علیا حضرت یرما اتفاقی که نیافتاده است که؟
مدتی است که از پست درهم و برهم یرمایی خبری نیست!!!!!!!!!

badbin said...

salam...harferto dar morede dosti ba rozname negaran ke aghlab bayad gari beheshon marhemat kard ghabol daram....har chand ke khod niz alodeham.