حاصل آن تعطیلی ها شد دو انگشت بخار سوز و شست رنده شده ی دست راست
و اشاره ی تیغ خورده ی چپ
و سرانگشتان نازک شده
که شست رنده شده است که ترمیم نشده هنوز
و آخرش هم همان شوهرمان بود که رسید و شد فریادرس پانزدهم خردادمان
دست هام ولو می شوند روی کیبورد و فشارشان نمی آید
انگار آنها هم جاست وانا لی
چشم هام خیره می شوند بی دیدن
وقفه های زمانی تک تک سلول هام را گرفته
انسان برای انواع استفاده به دنیا می آید، لطفاً به کارتان ادامه بدهید
روزی غصه خواهم خورد که به درد سوء استفاده هم نخورم
این نوشته سرشار از وقفه است
انگار که قرار نیست پست شود
هر روز باز می شود
و نای تمام شدن ندارد که می ماند ناتمام
تنها وسوسه ی فرستادنش
بلاگری است که حالا راه نمی دهد
مرز خشك و تر اينقدر واضح بود ؛ كه انگار با اره بريدهاند ؛ و با حوصله سوهان زدهاند
.وقتي هنوز حلقهام زير باران بود ؛ ناخنم به ساحل رسيده بود ؛ و من لبهي ابر را رويانگشت ميديدم
روی چمن های میدان هفت تیر
تمام زن بودن را قی کردن
بی هیچ حسی از ناخوشایندی
کلمات بی نوا
کلمات تهی بی نوا
بی هیچ منبعی از احساس که آبش را خورده باشید
بی هیچ تکانی از خاطره
بی ریشه تر از چمن هایی که دست هام بیرونشان می کشند ، از سر بیهودگی
و سرانگشتان نازک شده
که شست رنده شده است که ترمیم نشده هنوز
و آخرش هم همان شوهرمان بود که رسید و شد فریادرس پانزدهم خردادمان
دست هام ولو می شوند روی کیبورد و فشارشان نمی آید
انگار آنها هم جاست وانا لی
چشم هام خیره می شوند بی دیدن
وقفه های زمانی تک تک سلول هام را گرفته
انسان برای انواع استفاده به دنیا می آید، لطفاً به کارتان ادامه بدهید
روزی غصه خواهم خورد که به درد سوء استفاده هم نخورم
این نوشته سرشار از وقفه است
انگار که قرار نیست پست شود
هر روز باز می شود
و نای تمام شدن ندارد که می ماند ناتمام
تنها وسوسه ی فرستادنش
بلاگری است که حالا راه نمی دهد
مرز خشك و تر اينقدر واضح بود ؛ كه انگار با اره بريدهاند ؛ و با حوصله سوهان زدهاند
.وقتي هنوز حلقهام زير باران بود ؛ ناخنم به ساحل رسيده بود ؛ و من لبهي ابر را رويانگشت ميديدم
روی چمن های میدان هفت تیر
تمام زن بودن را قی کردن
بی هیچ حسی از ناخوشایندی
کلمات بی نوا
کلمات تهی بی نوا
بی هیچ منبعی از احساس که آبش را خورده باشید
بی هیچ تکانی از خاطره
بی ریشه تر از چمن هایی که دست هام بیرونشان می کشند ، از سر بیهودگی
2 comments:
دلم ريش ريش شد از بلايی که سر دستت اومده
کلمات را از جلوی تابش آفتاب بردار تا خشک نشوند
جای اين کلمات آب کشيده تو خشکبار فروشی هايی است که با احساس ساختگی و مزه ای بدور از خوشمزه گی دنبال مشتری ميگردند...
gucci replica bags z31 l3f27b5m01 replica louis vuitton bags s49 u6h46y7p99 7a replica bags wholesale u98 p0y08o3a93
Post a Comment